مرتضى راوندى

730

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مقهور كنند . وقتى اسماعيل سامانى نخستين‌بار به بخارا آمد ، قدرت تودهء مردم محلى و راهزنان ، او را متوحش كرد . نبايد از ياد برد كه در اين عصر در ماوراء النهر عامهء مردم عموما مسلح بودند و همين‌كه متحد مىشدند ، قدرت رعب‌آورى به‌وجود مىآوردند . در اين دوره سپاهيان دولتجو ، غازيان و راهزنان مشكل بزرگى براى دولتهائى كه علاقه به مركزيت و ثبات داشتند ايجاد مىكردند . در سال 354 قوايى متشكل از بيست هزار غازى از خراسان حركت كرد و از رى سر درآورد . تاراج و چپاول اين عده چنان اختلالى ايجاد كرد ، كه ركن الدوله ديلمى لشكرى به مقابلهء آنان فرستاد و آنها را شكست داد و به خراسان متوارى كرد . در مآخذ ، غازيان را به نامهاى مختلفى مانند عيار ، صعلوك ، فتيان و مطوعه ناميده‌اند و مشكل مىتوان گفت كه فرق ميان آنان چه بوده است . يعقوب ليث از ميان يكى از اين گروهها در سيستان برخاست . . . اين قبيل دسته‌ها مبين آن است كه شرايط زندگى هنوز ثبات نيافته و وجود تشكيلات محلى ، براى دفاع و حفاظت ضرورت داشت . تا موقعى كه حكومت مركزى مقتدر بود و مىتوانست غازيان را تحت نظارت بگيرد ، پراكندگى قدرت در حداقل وجود داشت . اما با زوال دولت آل سامان ، وفاداريها به جانبى ديگر روى نمود . امراى ترك توجه خود را معطوف آن ساختند كه در مملكت سامانيان قلمروهاى خصوصى براى خويش به‌وجود آورند . اين عمل تقليدى از خط مشى پيشين دهگانان بود كه اكنون املاكشان به‌دست رهبران نظامى افتاده بود . نيروى سلاح ، مجوزى به‌وجود آورد تا سپاهيان امتيازات مدنى را غصب كنند و امراى سپاه با به دست آوردن املاك و اراضى در شرق ايران ، رسم اقطاع را كه در دورهء سلسله‌هاى بعدى مخصوصا سلجوقيان عموميت يافت باب كنند . . . براى امراى اوليهء سامانى امكان آن فراهم بود كه حقوق سپاهيان را به پول نقد يا به صورت داراييهاى منقول بپردازند . نه‌تنها به آن سبب كه سامانيان به معادن وسيع نقره قسمت علياى رود زرافشان نظارت داشتند ، بلكه بيشتر به علت رونق تجارت و فراخى نعمتى كه در قلمرو آنان وجود داشت ، دليلى وجود نداشت كه امراى سامانى املاك قلمرو خود را به اشخاص واگذارند . . . بعدها با ايجاد مشكلات اقتصادى ، فرياد سپاهيان بلند شد . . . تقريبا نصف عايدات دولت سامانيان صرف سپاه مىشد . مع هذا تقاضاى سپاهيان برآورده نمىگرديد با اين حال مدركى دال بر اين‌كه حكومت ، املاكى را به عنوان اقطاع به افراد واگذار مىكرده ، در دست نيست . . . اين امر اگر به فرض در دورهء سامانيان عملى شده باشد ، دست‌كم نضجى نداشت . . . « 1 » عمرو ، برادر يعقوب ليث صفارى در 287 ه با تجهيزات كافى به ماوراء النهر مقر حكومت سامانيان حمله‌ور شد ، اسماعيل سامانى قواى او را تارومار نمود و خودش نيز اسير شد . ادوارد براون نتيجهء اين مبارزه را با استفاده از منابع گوناگون ، در تاريخ ادبيات خود چنين

--> ( 1 ) . تاريخ بخارا ، محمود محمودى ، ص 172 ( به اختصار ) .